ميرزا محمد على وفا زواره اى

343

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

مىگرفت ، به تدريج صله‌هاى فراوان ، براى او زندگى مرفّهى را ايجاد كرد كه او را در تهران ماندگار نمود . فتحعلى شاه از برخى از هجويه‌هاى او در گزند بعضى از رجال ، لذّت مىبرد و او را بيشتر مورد نواخت قرار مىداد و قريهء مولدش را به تيول ، جايزه داد ! فاضل خان گروسى ابتداى سكناى او در تهران - يعنى حدود 1234 ق - درباره وى گويد : « چون از روستا ، صاحب طبعى كه شعرش توان شنيد ، كمتر مسموع خدّام آستان پادشاهى شده بود ، به جايزه‌اى كه تشويق خاطر و تحريض شاعر كند ، سرافرازى يافته . . . [ امّا ] از تحسين روستا و عدم اوستا ( ! ) لغت به مراد واضع استعمال نكند و كنايه را به نسبت شاعر به كار نبرد و اگر نصيحت كنند ، رنجه شود و شكنجه بيند . » اما جالب آن است كه همين رنجه شدن ، شامل فاضل خان گروسى نيز شده است و همين انتقادها سبب هجو او گشته . نشاطى او را دائم الخمر معرفى كرده و مىگويد : ترك مى خوردن اگر يك روز ، فاضل خان كند * روز ديگر نرخ مى را ، همچو آب ارزان كند نرخ مى چون نرخ آب ارزان نخواهد شد كه او * ترك مى خوردن كند وقتى كه ترك جان كند موش عيش او ، به جستن جستن غوغاى بزم * صد هزاران گربه را اندر يكى انبان كند تا به مستى آورد در جوش درياى شكم * جام را از مى لبالب چون لب عمّان كند راست گردد از زمين بر آسمان ابرى سياه * چون به مستى دود ، بيرون از نى قليان كند ( به نقل از تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 1 ، ص 67 ) به هر رو ، صله‌هاى فراوان و عيش به سامان ، سبب شد خانواده‌اى فراخ تشكيل دهد و از دو زن او دوازده پسر پديد آيد كه به گفته معلّم : « هركدام را به مناسبت حال و كار ، اسمى و تخلّصى بود از اين قرار : خيالى ، كمالى ، جمالى ، جلالى ، مجالى ، قتالى ، وصالى ، خصالى ، فلكى ، ملكى و عرشى و ؟ » ميرزا محمّد على بهار درباره نحوهء عرضه اشعارش در دربار مىگويد : « اشعار را دو نوباوهء چمن وجودش ، جمالى و خيالى ، در خدمت بزرگان مىسرايند و بداعت خيال را به حسن مقال مىآرايند . » تعداد اشعارش نيز مانند فرزندانش به كثرت معروف است و گفته‌اند منوچهر خان فرمود حدود شش هزار بيت از مدايح و مراثى و توحيديّات او را از ميان حدود شصت هزار بيت برگزيد و چاپ كرد . علّت اين انتخاب به‌جز هجوياتش ، بايد همان ابيات سست و ناتندرستى باشد كه در اشاره عموم تذكره‌نويسان سبب نقد اجمالى شعر او شده است و بخشى از آن گذشت . و گفته‌اند : « طبع خوبى داشته ، ليكن تتبّع كم كرده » ، نقد وفا هم ، غرور و نخوت او را سبب عدم التزام خدمت بزرگان و استادان شعر مىشمارد و همين را دليل راه يافتن اغلاط به شعرش مىداند . نشاطى خان از فتحعلى شاه لقب « خانى »